![]() |
![]() |
|
|
در امتداد لحظه هام تنها تو هستي روبروم آرامش قلب مني اي منتهاي آرزوم اي هميشه مهربون توي زندگيم بمون دلمو تنها نذار منو از خودت بدون با تو دارم به خدا آرزوي زندگي عاشق روي تو ام در كمال بندگي
سال نو مبارک (م) |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1386ساعت 2:41 توسط مروارید |
|
|
خیلی ها شناسنامه شون رو واسه این تاریخ گرفتن تا از مدرسه عقب نمونن ولی شناسنامه من با همین تاریخ قلابی نیست . آره ! ۲۰ سال پیش تو یه روزی مثل امروز من پامو به این دنیا گذاشتم تا ...
لطف خدا این است ذره ای از لطف خدا که تو با من هستی و منم زنده بدین امید که به روزی نزدیک من و تو مال همیم اگر این است حقیقتی که ما می بینیم پس چرا می گویند که حقایق تلخند ؟ مگر این نیست همان حق من و تو ؟ اگر این نیست ، پس چیست ؟ و من از همین می ترسم نکند دست خدا بزند بر تقدیر رقم دیگر را ؟ و همین جاست که من از ته دل به خدا می گویم ای خدا کاری کن حق به حقدار رسد گرچه شاید تلخ است سروده M.A |
|
+ نوشته شده در
سی ام شهریور 1385ساعت 11:54 توسط مروارید |
|
همه میگن آدم باید برای رسیدن به عشقش از همه دنیا بگذره ولی تو که همه دنیای منی چه جوری ازت بگذرم؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:8 توسط مروارید |
|
|
لاله به بار اومد ، بهار تو گلخونه نشسته غصه و غم چشماشو از روقلب ما ها بسته باز میزنه جوونه تو قلب ♥ همه صداقت باز میاد از تو کوچه ها بوی خوش رفاقت دلم هوای بوم خونه کرده صفا اون ور خونه رو گل خونه کرده میخواد پر بکشه تا اوج پاکی هوای جام می میخونه کرده کی میاد بریم به مهمونی عشق و مهربونی بدونید آدما قدر همین دو روز جوونی بکنید شکر خدا تو هر امید و هر مصیبت الهی تو کار دل هیچ وقت تو درمونده نمونی
این اولین سالیه که می تونم به دوستان وبلاگ نویسم و خصوصا به تو M سال نو رو تبریک بگم و از این بابت خوشحالم .
سلامت ، سعادت ، سیادت ، سرور ، سروری ، سربلندی و سرزندگی هفت سین زندگی پربرکتتان باد .
سالی سرشار از موفقیت و خوشبختی داشته باشید.
|
|
+ نوشته شده در
دوم فروردین 1385ساعت 3:48 توسط مروارید |
|
|
حالا خیلی وقته که تو صاحب یه خونه جدید شدی . درسته که قبلاً مال من بوده ولی تو تمام سالهای عمرم خالی و متروک بوده و به هیچ کس اجازه تصاحبشو ندادم. تا این که سرو کله تو پیدا شد و من اونو با کلی امید و آرزو و با کمال میل دادمش به تو . به این امید که هرگز ولش نکنی به امون خدا . آره می دونم یه خرده زیادی نُقلیه ولی فکر می کنم واسه یه نفر خوب باشه ، آخه من اونو به کسی جز تو تو ندادم ، نمی دم و نخواهم داد . خونه جدیدمبارک . به قلبم خوش اومدی . هرگز تنهام نزار.
|
|
+ نوشته شده در
دوازدهم اسفند 1384ساعت 0:30 توسط مروارید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دهم دی 1384ساعت 15:11 توسط مروارید |
|
|
|
+ نوشته شده در
ششم دی 1384ساعت 16:26 توسط مروارید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ششم دی 1384ساعت 16:4 توسط مروارید |
|
|
خدایا… عاشقم ، عاشق ترم کن و عاشقم نگه دار که می دانم عاشق ماندن از عاشق شدن بسی دشوارتر است
|
|
+ نوشته شده در
پنجم دی 1384ساعت 14:56 توسط مروارید |
|
|
|
+ نوشته شده در
سوم دی 1384ساعت 13:18 توسط مروارید |
|
|
کاش هرگز عاشق نمی شدم حال و هوای گریه هست وقتی برای گریه نیست کارم گذشت از گریه هات وقتی برای خنده نیست لحظه ای با من باش که ببندم به از نگاه تو به هر ستاره پل لحظه ای با من باش تا که از تو نفسی تازه کنم تا از آن لحظه با تو سفری آغاز کنم سفری تا ته بیشه های سبز خیال تا به دروازه ی شهر آرزو های محال سفری در خم و پیچ گذر ستاره ها از میون دشت پر خاطره ترانه ها لحظه ای با من باش تا به چشم تو پنجره ای باز کنم از تو شعر و قصه و ترانه ای ساز کنم شعری هم صدای بارون رنگ سبز جنگل و آبی دریا قصه ای به رنگ و عطر قصه ی عشق عاشقای دنیا از یه لحظه تا همیشه میشه از تو پر گرفت تا اوج اعلا توی کوچه پس کوچه عشق با خیالت پرسه زد تا مرز فردا قصه گوی عشقت M |
|
+ نوشته شده در
سوم دی 1384ساعت 2:56 توسط مروارید |
|
|
27 / 9 / ۱۳۸۴ روز فوت عزیزی از عزیز ترینم(M) بیائیم با فاتحه ای روح آن مرحومه را شاد کنیم. |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم آذر 1384ساعت 22:32 توسط مروارید |
|
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است
|
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم آذر 1384ساعت 1:10 توسط مروارید |
|
|
عشقت را هرگز بازگو مکن عشقی که هرگز به زبان نیاید مثل نسیم ملایم، ساکت می گذرد و همه چیز را بر سر راه خود تکان می دهد من عشقم را به زبان آوردم وقلبم را برای او گشودم سرد و لرزان و با ترسی مرگبار... و او گذشت... بعدها مسافری بر سر راهش پیدا شد ساکت و خاموش!؟ و او عشق بی کلام او راپذیرفت نه! عشقت را هرگز بازگو مکن |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم آذر 1384ساعت 1:2 توسط مروارید |
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم آذر 1384ساعت 1:1 توسط مروارید |
|
|
سوگند به کمال روی انسان به نسیم عهد و پیمان به صدای رعد و طوفان به تمام اهل کیهان به جوانیم به قلبم به تمام کهکشانها به کناره های دریا به نگاه پر شکوهت به سپیدی افقها به چمن به دشت و جنگل به تمام آرزوها به تمام خاک دنیا که...! تو را از جان می پرستم همه جا به یادت هستم... همیشه و فقط به یادتو M |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم آذر 1384ساعت 0:48 توسط مروارید |
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم آذر 1384ساعت 2:52 توسط مروارید |
|
|
و زندگی رو دوست دارم چون هر دو تونو دارم |
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم آذر 1384ساعت 2:9 توسط مروارید |
|
|
همواره عشق بی خبر از راه می رسد چونان مسافری که به ناگاه می رسد وا می نهم به اشک و به مژگان تدارکش چون وقت آب و جاروی ، از راه می رسد گزیدم از میان مرگها این گونه مردن را تورا چون جان فشردن در بر آنگه جان سپردن را خوشا از عشق مردن ، ای که طعم تو حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ مردن را |
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم آذر 1384ساعت 1:11 توسط مروارید |
|
|
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اشک های تو نمی شود |
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم آذر 1384ساعت 0:18 توسط مروارید |
|
|
دیگران را دوست بدارید،منتظر نباشید آنها شما را دوست بدارند. تنها دوراه برای مواجهه با مشکلات وجود دارد : یا آنها را عوض کنید و یا شیوه نگریستن به آنها را تغییر دهید و دومین راه به مراتب آسان تر است. نباید دنبال خوشبختی بود باید آن را اتفاقی در راه پیدا کرد... شادمان شدن آسان است اما شادمان ماندن دشوار... |
|
+ نوشته شده در
بیست و چهارم آذر 1384ساعت 23:29 توسط مروارید |
|
|
تو برام آیت عشقی تو برام نشونه معرفتی تو واسم شوق شکفتن تو برام یه فرصت طلایی پروازی نمیخوام اشکاتو رو گونه های نازت ببینم نمیخوام جای خالیتو تو خونه قلبم ببینم دوست دارم تو خونه ت باشی همیشه اگه غیر ازین باشه زندگی ممکن نمیشه سروده M.A |
|
+ نوشته شده در
بیست و چهارم آذر 1384ساعت 23:23 توسط مروارید |
|
|
عشق مگه این نیست که وقتی به معشوق فکر می کنی دلت بلرزه، جوری که تمام وجودتو بلرزونه من فقط با تو این حس قشنگو دارم فقط با تو M |
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم آذر 1384ساعت 0:7 توسط مروارید |
|
دوســـت دارم به خدا ، اینو می دونی بگو که پیشم واسه همیشه می مونی
همیشه به یادتم |
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم آذر 1384ساعت 12:55 توسط مروارید |
|
|
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم آذر 1384ساعت 12:51 توسط مروارید |
|
|
تقدیم به تو که حلاوت عشق را به من چشاندی بیا و دردهای دلم را ا لتیامی باش بیا و برای عشقمان خانه سازی باش بدان به یاد تو ام من چنین زنده بیا و بر این عشق جگرسوز چاره سازی باش راز غریبی است در قصه عشاق بیا و در پی افشای رازی باش بیا و در پهنه عشق بی ریای من تنها تو به فکر عشق بازی باش بیا و این بار تو به این گوهر زیبا به جای من در تکاپوی دست یازی باش سروده M.A |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم آذر 1384ساعت 22:12 توسط مروارید |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
بیستم آذر 1384ساعت 23:24 توسط مروارید |
|
|
مرا یاد آور وقتی که رفته ام... و رهسپار سرزمین سکوت شده ام... وقتی دیگر نمی توانی دستم را در دست بگیری و من نمی توانم میان ماندن و رفتن و ماندن دو دل باشم دیگر برای هر حرف و نیایشی دیر است و اگر زمانی مرا از یاد بردیو دوباره به یاد آوردی اندوهگین مباش... بهتر است مرا فراموش کنی و لبخند بزنی تا این که به یادم باشی اما ساکت و اندوهگین |
|
+ نوشته شده در
بیستم آذر 1384ساعت 23:22 توسط مروارید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
بیستم آذر 1384ساعت 23:18 توسط مروارید |
|
|
آسمان آبی غم آبی و حقیقت آبی است... بیا در آبی آرامش خانه کنیم... اضطراب تو از چیزی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد چیزی که شاید هرگز اتفاق نیفتد به فکر امروز باش چرا که... آینده خود از خویشتن مراقبت خواهد کرد |
|
+ نوشته شده در
بیستم آذر 1384ساعت 23:2 توسط مروارید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای کاش سه چیز هرگز به وجود نمیومد
غرور , دروغ , عشق اون وقت هیچ عاشقی مجبور نبود از روی غرور به معشوقش دروغ بگه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 شهریور 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|